جهان خاتون غرست و شعر او غر
جهان خاتون غرست و شعر او غر
عزیزان بشنوید اشعار غرا
کمال خجندی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۰ ساعت 14:50 توسط علی شهمرادی
|
جهان خاتون غرست و شعر او غر
عزیزان بشنوید اشعار غرا
کمال خجندی
این تکلفهای من در شعر من
کلمینی یا حمیرای من است
کمال خجندی
عاقبت عصار مسکین مرد و رفت
خون دیوانها بگردن برد و رفت
کمال خجندی
گر غزلهای جهان خاتون بهندستان روند
روح خسرو با حسن گوید که این کس گفته است
کمال خجندی
دسترس یافتم بقامت دوست
بسر سرو دست من چو رسید
کمال خجندی
گفت شخصی کمال زن داری
گفتم آری زنان ما مردند
کمال خجندی