جهان خاتون غرست و شعر او غر

جهان خاتون غرست و شعر او غر

عزیزان بشنوید اشعار غرا

کمال خجندی

این تکلفهای من در شعر من

این تکلفهای من در شعر من

کلمینی یا حمیرای من است

کمال خجندی

عاقبت عصار مسکین مرد و رفت

عاقبت عصار مسکین مرد و رفت

خون دیوانها بگردن برد و رفت

کمال خجندی

گر غزلهای جهان خاتون بهندستان روند

گر غزلهای جهان خاتون بهندستان روند

روح خسرو با حسن گوید که این کس گفته است

کمال خجندی

دسترس یافتم بقامت دوست

دسترس یافتم بقامت دوست

بسر سرو دست من چو رسید

کمال خجندی

گفت شخصی کمال زن داری

گفت شخصی کمال زن داری

گفتم آری زنان ما مردند

کمال خجندی